تبليغاتX
زلال معرفت
امام مهدی (عج): هر یک از شما باید کاری بکند که با آن به محبت ما نزدبک شود

عیسی مسیح(ع)، پیام آور عشق و صلح
مراسم سالروز ولادت حضرت مسیح(ع)
۲۵ دسامبر برابر با چهارم دی ماه برگزار می شود. تاریخ این عید در سال ۳۳۰
میلادی مقر شده است و کلیساهای مشرق زمین در قرن ششم میلادی به برگزاری آن پرداختند.
روز
۲۵ دسامبر در روم باستان مصادف با یک جشن بتپرستی به نام تولد خورشید شکست ناپذیر بود. برخی از آشوریان اعتقاد دارند شب یلدا که تقریباً همان زمان برگزار میشود، یادآور این جشن است، زیرا یلدا به زبان آرامی یعنی میلاد و معمولا به معنی عید تولد مسیح است. در این روز غذاهای مخصوصی طبخ می شود و خانواده ها تا هفت روز از یکدیگر دیدار می کنند.

عیسی مسیح(ع) در شرایطی متولد شد که یهودیان آن زمان در جستجوی مسیحا بودند تا قوای شیطانی را شکست دهد و در پی تأسیس سلطنت جدید بودند. در کل میتوان گفت یهودیان آن زمان انتظارات مختلفی از مسیحا داشتند. برخی فکر میکردند باید پادشاهی جنگجو باشد و بعضی دیگر منتظر کسی بودند که پایبندی شدیدی به تورات داشته باشد و عدهای دیگر فکر میکردند او باید مرد معبد باشد. عیسی مسیح(ع) در چنین اوضاع و شرایطی متولد شد. هر چند محققان عموماً اتفاق نظر دارند که او در سال چهارم قبل از میلاد به دنیا آمده است.

● تولد عیسی بن مریم(ع) در قرآن

خداوند در قرآن نیز در سوره آل عمران و سوره مریم به داستان تولد حضرت عیسی اشاره کرده است که در آن میان میتوان به آیات ۱۶ تا ۳۵ سوره مریم در قرآن کریم مراجعه کرد: در همان لحظه‏ای که جبرئیل(ع) در مریم دمید، زنی باردار شد و تردیدی نیست که او در این اندیشه بود که مردم درباره او چه خواهند گفت؛ زیرا وی دوشیزه ای بود که اکنون باردار شده بود و بدون شوهر از او فرزندی متولد شده است، این ذهنیت ‏ها، او را پریشان خاطر کرد و بیمناک و مضطرب شد و علاقه‏مند بود از مردم کناره‏ گیری کند و تنها زندگی کند. اینجا بود که محلی را دور از مردم انتخاب کرد تا در آن از دیدگان آنها مخفی و نهان باشد و آنگاه که زمان وضع حمل فرا رسید، درد و رنج ولادت، او را مجبور ساخت به درخت خرمایی رو آورد تا خود را به واسطه آن پنهان سازد. خود را به آن درخت رساند و بر آن تکیه زد و در آنجا به خاطر آورد که بزودی مورد آماج تهمتهای ناروا قرار خواهد گرفت.

در آن هنگام آرزو می‏ کرد ای کاش قبل از این ماجرا مرده بود و یا چیزی پست و بی‏ مقدار بود که ارزش نام بردن نداشت، ولی لطف و عنایت خداوندی بسرعت شامل حال وی شد و صدای جبرئیل را شنید که از نزدیکی او، و محلی پایین ‏تر از جایگاه وی، او را مخاطب ساخته و به وی اطمینان داد که خداوند روزی او را بر عهده گرفته است و او اگر تنها شاخه درخت خرما را تکان دهد، رطب تازه برایش فرو می‏ریزد و می‏تواند با گوارایی میل کند و از جوی آبی که از سمت پایین جایگاهش میگذرد بنوشد و خیالی آرام و خاطری آسوده داشته باشد و به او آموخت که اگر به فردی نکوهش گر برخورد و یا کسی درباره مسئله بارداری و چگونگی آن از او پرسید، به او پاسخ ندهد و با اشاره بگوید: نذر کردهام برای خدا روزه ‏ای بگیرم.

هنگامی که عیسی(ع) متولد شد و مادرش او را نزد خویشاوندان خود آورد، برای آنان - که از تقوا و پرهیزکاری و عبادات مریم اطلاع داشتند و چه کسانی که بی اطلاع بودند صحنه‏ای غیر منتظره بود- زیرا کاری که او انجام داده بود برای آنان بسیار شگفت ‏آور بود و نیز می‏ دانستند مریم دوشیزه بوده و شوهر نکرده است و طبیعی بود که چنین امر ناگهانی فرد را در معرض اتهام قرار دهد و بدیهی است اموری از این قبیل، فرصت اندیشیدن به کسی نمی‏ دهد، به ویژه که دلایل اتهام و قرینه‏های ظاهری دال بر آن موجود باشد. بنابراین، جایی برای شک و تردید باقی نمی ‏گذارد.

آنچه را مریم‏ (س) توانست در قبال این طوفان تهمت و افترا انجام دهد این بود که به سفارش جبرئیل(ع) عمل کرد و روزه گرفت و به فرزند خود که در گهواره آرمیده بود، اشاره کرد و از آنها خواست با وی سخن بگویند. آنان از این سخن به خشم آمدند، زیرا پنداشتند مریم آنها را به تمسخر گرفته است، چون تاکنون سراغ نداشتند کودکی در گهواره سخن بگوید، ولی عیسی(ع) بدان ‏ها پاسخ کاملی دال بر پاکدامنی مادرش عنوان کرد و گفت: خداوند او را به سخن آورده است و افزود: من بنده خدا هستم و خدای متعال به من انجیل عطا خواهد کرد و مرا به پیامبری برمی‏گزیند و وجودم را با برکت کرده و آموزگار صفات خوب و پسندیده قرار داده است و به من دستور داده که تا زنده‏ام نماز را به پای دارم و زکات بپردازم و سفارشم فرمود به مادرم نیکی و مهربانی کنم، خدای سبحان مرا میان مردم، فردی ستمکار قرار نداد و در اثر گناه شقاوت مندم نساخت و آن گاه که متولد شدم و زمانی که از دنیا می‏روم و هنگامی که در قیامت از بین مردگان زنده محشور میشوم، در پناه و امان الهی هستم.

قوم مریم نزد وی آمدند و مریم فرزند خود را حمل می‏کرد، گفتند: ای مریم، کار بسیار زشتی انجام داده‏ای. ای خواهر هارون، پدرت مرد بدی نبود و مادرت هم بدکاره نبود، چرا چنین ‏کردی؟ مریم به فرزندش اشاره کرد، آنها گفتند: چگونه ما با کودکی که در گهواره است، سخن بگوییم! عیسی به سخن آمد و گفت: من بنده خدا هستم، به من کتاب آسمانی عطا کرد و مرا هر کجا که باشم، مایه برکت گرداند و تا زنده ام مرا به نماز و زکات و نیکی به مادرم سفارش فرمود و مرا ستمکار و شقی قرار نداد، درود بر من، آن روز که متولد شدم و آن روز که از دنیا می ‏روم و آن روز که زنده محشور میشوم.

در انجیل یوحنا (۲۷:۱۴) به نقل از حضرت مسیح(ع) آمده است: "من هدیه ای نزد شما می گذارم، ولی می روم، این هدیه آرامش فکر و دل است؛ آرامشی که من به شما میدهم، مانند آرامش های دنیا بی دوام و زودگذار نیست، پس آسوده خاطر باشید و نترسید! فراموش نکنید چه گفتم، گفتم که می روم و زود بازمی گردم. اگر واقعا مرا دوست داشته باشید، از این خبر شاد خواهید شد.

                       

                                                                 منبع : سایت تبیان اردبیل

                   http://www.tebyan-ardabil.ir

 

 


+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 13:27  توسط مهدی یاوران جوان  |