

بحث امامت به معناي عام بحثي است كه در اين مجالس و محافل استيفا شدني نيست و به معناي خاص نيز همچنين . چون فهميدن مفهوم امامت كه امامت يعني چه دو بحث است . يك بحث بر ما و يك بحث بر من . با اين حال و با اين وقت ما وارد چه بحثي شديم . اقيانوس و دريايي كه قعرش پيدا نيست و آن هم با اين قلّت بضاعت و فقه و فقر همه جهات ولي همه جا قاعده ميسور مشكل گشاست . در امامت دو بحث است كه بعد در باره اش فكر كنيد . يكي امامت چيست ؟ خود اين بحثي است عميق . امامت ، امامت جماعت نيست امامتي كه اینجا مورد بحث است امامت عالم و آدم است بايد فهميد عالم چيست و آدم كيست و امام و عالم وآدم كيست؟ خود امامت ماهي؟ بعد كه از اين بحث فارغ شديم نوبت مي رسد كه امام من هو؟ در اين ما و اين من هر چه نوشته اند و هر چه گفته اند سعيشان عندالله مشكور است و همه آنچه كه گفته شده و همه آنچه نوشته شده در حد گوينده هاست و نويسنده هاست نه ، در حد آن ماست و نه در حد آن من است و با خود عنوان مسئله كه پيشوايي عالم و آدم است معلوم مي شود .چه اندازه افق بحث بعيد است در هر حال اين اجمالي بود تا تفسير كسيكه فردا مولود اوست برسد. طبق روايات متعددي ،ما اگر بخواهيم وارد در اين بحث شويم كه من هو كيست،در اينجا كميت عقل و فكر لنگ است نه به خطابه بلكه به برهان . امام هشتم پانزده لقب دارد يك عده از اين القاب را محدث مجلسي اعلي الله مقامه در بحار ذكر كرده است و قسمتي را هم ايشان ذكر نكرده است اول لقبي كه در بحار ذكر شده سراج الله است . چراغ خدا خود اين كلمه كافي است كه هر حكيمي به معناي حقيقي حكمت و هر فقيهي به معناي واقعي فقه كه متفقه در دين باشد دراين كلمه غور كند كه كيست كه ملقب شده به سراج الله و در او چه خصوصياتي است كه استحقاق اين لقب را پيدا كرده است.سراج خصوصياتي دارد.
در سراج دو جهت جمع شده است يكي نور و يكي حرارت و اين دو خصوصيت است كه با تدبر در قرآن اهميتش روشن مي شود در قرآن تعبير از خورشيد به سراج شده است. شمس سراج منظومه مادي است چون در شمس اين دو مایه است يكي نور و يكي حرارت كه هر دو دو ركن فعليت تمام استعدادات معادن و کرات است . افسوس كه ما به دقائق برهان و لطائف سنت نرسيدیم و عمر گذشت و چيزي نفهميديم همانطور كه از خورشيد تعبير مي شود به سراج يك جاي ديگر هم تعبير مي شود به سراج«يا ايها النبي، انا ارسلناك شاهداً و مبشراً و نذيراً و داعيا الي الله باذنه و سراجا منيراً» چقدر عميق است اين ارتباطات و چه جور خدا با كلمه سراج منير خصوصیات خاتم را بيان مي كند او سراج منير منظومه انسانيت است در اثر نور و حرارتي كه در روح خاتم است تمام استعداد هاي معادن انساني كه در « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه» همه اينها بايد به فعليت برسد نكته مهم اين است كه از امام هشتم تعبير شده به همين عنوان يعني عنوان خورشيد مادي و عنوان خورشيد معنوي به ضميمه ی اضافه به اسم مقدس الله شده است . لقب امام هشتم ، علي ين موسي الرضا ، كه خود اين كلمه كافی است كه ما اجمالاً درك كنيم كه امام هشتم در چه افقي است اضافه مقرب است مغیر است تارة اضافه ای در بین نیست .بدون اضافه هر عنواني در حد خود آن عنوان است ديگر تجاوز نمي كند به مجرد اينكه اضافه شد. دو حيث پيدا مي شود يكي حيث ذاتي مضاعف يكی حيث مكتسب از اضافه اين براساس قاعده و صناعت است بعد نوبت مي رسد به اينكه مضاف اليه چيست و كيست؟ قهراً به خصوصيت مضاعف اليه با عنوان مكتسب از اضافه به مراتب مضاعف اليه فرق مي كند حالا مسئله اين است كه خود خداوند سراج است يعني روح مقدس او و نفس قدیس علي بن موسي از نظر جوهري چراغ است اين خصوصيت خودش اين چراغ كانون نور است و حرارت . آن نور چه نوري است آن حرارت چه حرارتي است كه بعد شايد تا حدي روشن شود حالا مهم اين است كه اين ذاتي كه خود چراغ است يعني از نظر جوهري وزانش وزان خورشيد است در منظومه شمسي منتهي با نور علم و با حرارت قدرتي كه منشاًش اتصال به امري است كه«انماامره اذا اراد شيئاً ان يقول به كن فيكون»

اين چراغ مضاعف است . طرف اضافه چيست و كيست . تارة سراج الرحمن است، تارة سراج الوهاب است، تارة سراج العليم است ، تارة سراج الحكيم است و مهم اين است كه عنوان سراج الله است بعد بايد طرف اضافه شناخته بشود الله چه خصوصيتي دارد در اين اضافه چه سري است چراغ اما چراغ خدا كلمه خدا اينجا درست نيست بلكه كلمةالله واقع است سراج الله . اين سراج مضاف است به اسم جامع . به اسمي که در آن هزار اسم است قهراً اين چراغ در اين اضافه از تمام اشعه اسما حسني اكتساب كرده از اسم رحمن از اسم رحيم و از اسم كريم از اسم عيلم بهت آور است تصور مطلب كه سراج الله در تعبير از علي بن موسي حاکی از چه امري است صحبت و كلام مقايسه مي شود، با اينكه گفته چيست؟ گوينده كيست؟ اين گفته و گوينده براي كه گفته؟ اگر گوينده پيغمبر خاتم باشد اگر ان كس كه براي او گفته موسي بن جعفر باشد آن وقت گفته هم اين گفته باشد. ما امروز مي گوييم اما بايد يك سال برويد فكر كنيد در آنچه كه در اين چند دقيقه گفتيم به فرزندش موسي بن جعفر در خواب فرمود علي پسرتو« ينظر بنور الله و یسمع بتفهيمه و ينطق بحكمته» اصلاً هر كلمه اي از اين كلمات محيرالعقول است علي پسرش نظر مي كند مي شنود حرف مي زند همه اينها را بيان كرده اما نظر او ينظر بنور الله مي بيند هر بيننده اي بنور مي بيند، ديدن بدون وساطت نور نمي شود اما اين بيننده به نور خدا مي بيند اين نظر امام هشتم است، چشم او اين است اما گوش او و يسمع بتفهيه مي شنود بر فهماندن خدا اينها را خوب دقت كنيد بعد مضاف سراج الله را در يابید و ينطق بحكمته نطق مي كند به حكمت خدا مهم اين است كه بعد از اين 3 جمله فرمود به فرزندش موسي بن جعفر«يصيب ولا يخطي حيرة الکمل» در اين دو سه كلمه اخر است پرتو علي كسي است كه اصابه مي كند و خطا در او نيست،یعلم و لايجهل.هر جمله اي يك جهت اثبات دارد يك جهت نفی اصابه مي كند و خطا ندارد ، علم دارد و جهلي در او راه ندارد و به اثبات تنها اكتفا نكرده ختم كرده اين اثبات را به نفی آن كلمه اي كه ختم كلمات پيغمبر است و چنين گوينده اي براي چنين مستمعي در باره امام هشتم بحث مي كند كه« قد يلي حلما و علما » اين جمله به اين آساني قابل درك نيست كسي مي فهمد كه بفهمد حقيقت انسانيت چيست و انسان وعایی است كه پر شدني نيست يعني هر چه انسان بفهمد باز خالي است هر چه انسان از نظر كمالات اخلاقي و عملي پيش برود باز خالي است حقيقت انسان اين است اين است كه انسان گرسنه اي است كه هرگز سير شدني نيست تشنه اي است كه سيراب شدني نيست اين ظرف در عالم پر شدني نيست اين چه ظرفي است اين چه گوهري است كه «قد ملي» ديگر كار تمام شده پر شده از چه؟ از حلم و از علم همچنين موجودي مي شود سراج الله يك همچون انساني علي بن موسي الرضا است ما كجا شناختيم او را صدوق در عيون اخبار الرضا مي گويد شيخ المحدثین بعضي از صالحين رسول خدا از خواب ديد پرسيد كه من از فرزندان تو کدام يك را زيارت كنم فرمود كه بعضي از فرزندان من مسموم و بعضي كشته شده اند توزيارت كن آن را كه به نظرات از همه برتر است گفتم به نظر من علي بن موسي الرضاست. پيغمبر فرمود بگو صل الله عليه دوباره فرمود بگو صل الله عليه بارسوم فرمود بگو صل الله عليه اين كسي است كه يكبار اسمش پيش رسول برده شد و سه مرتبه فرمود بگو صل الله عليه كجا ما شناختيم او را كه او كه بود و مدفن او كجاست و آنجا كه او خوابیده جايي است « روضه من ریاضٍ الجنه» آنجاست اين روضه چه روضه اي است ، در اين باغ چه گلی است صل الله عليك عدد ما ما فی عندالله صلاة دائمة بدوام ملك الله .
يكشنبه 6/11/79
10ذي القعده 1421





